حسين قرچانلو

281

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كه قبلا نام برديم عبارتند از : دروازهء نخيل ، باب الحديث ، باب الطراز ، باب الحديث دوم ، باب الفلّالين و باب سحنون الفقيه ؛ دروازه‌هاى نامبرده در قرن پنجم هجرى بنا شده‌اند . « 1 » بكرى از شهر تازه‌ساز صبره كه به قيروان متصل بوده و نيم ميل با آن فاصله داشته ، اين‌طور ياد مىكند : اين شهر به قيروان متصل بوده و اسماعيل المنصور فاطمى آن را در 337 ق / 948 - 949 م هجرى بنا كرده و مردم را در آن سكونت داده و آن را منصوريه ناميده بوده است . اين شهر تا زمان خرابىاش جايگاه واليان فاطمى بوده است . معد بن اسماعيل ( المعز لدين الله فاطمى ) همهء بازارهاى شهر قيروان و تمام صاحبان صنايع را به آنجا منتقل كرد . صبره پنج دروازه به نامهاى قبله ، شرقى ، زويله ، كتامه و فتوح « 2 » داشته است . « 3 » ادريسى در قرن ششم هجرى در وصف قيروان مىنويسد : مادر شهرها و پايتخت سرزمينهاست . از بزرگترين شهرهاى مغرب است و بيشترين جمعيت ، ثروتمندترين و مرفهترين مردم ، بهترين ساختمانها ، پرسودترين بازرگانيها و بيشترين خراج و ماليات و ارزانترين كالاها را دارد . واليان و كارگزاران قيروان اعراب هستند . گروهى از افراد آنجا به بازرگانى اندكى مشغولند . اهالى معتقدند كه وضع شهر دوباره به زودى به حالت نخستين بازمىگردد . شهر آب اندكى دارد . قبلا قيروان دو شهر بوده ؛ يكى قيروان و ديگرى صبره كه متصل به قيروان بوده است . شهر صبره اكنون ( زمان ادريسى ) ويران است و ساكنانى ندارد . در سه ميلى آن ، ويرانهء كاخهايى كه اغالبه در آغاز حكومت خود ، در آنجا به سر مىبرده‌اند وجود دارد و اطراف آن را باغهايى فرا گرفته است . اكنون همهء آنها ويران است و اميد بازسازى آنها هم نمىرود . « 4 » ابو الفداء در نيمهء اول قرن هشتم هجرى ، در وصف قيروان مىنويسد : در صحرايى واقع است كه براى پرورش اسبان عرب نيكو بوده است . در صدر اسلام مركز افريقيه بوده ، ولى امروز تابع تونس است . آب آشاميدنى مردمش از چاه است و آب جارى ندارد . شهر در گودى واقع

--> ( 1 ) . همانجا . ( 2 ) . دروازهء كتامه ، دروازهء داخلى بوده و ميان دو شهر قيروان و صبره قرار داشته و دروازهء فتوح دروازه‌اى بوده كه لشكريان از آن خارج مىشدند . ( 3 ) . همان ؛ ص 25 . ( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 284 و معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 420 .